تبليغاتX
ای کاش امتداد لحظه هاتکرار باتو بودن بود

ای کاش امتداد لحظه هاتکرار باتو بودن بود

بگذار تنهاترين منتظر سر راهت باشم

 

بغض ...

خیلی برام سخته که توی چشمات نگاه کنم و حرف دلمو برات بگم.

اما دیدم که برای تو آسان بود تو چه ساده و صمیمی حرف

 را دلت را گفتی ، از آن آغاز عاشق شدنت ، از آغاز دوست داشتنت

 اما برای من خیلی سخته که توی چشمات نگاه کنم و بغضی را که

 مدتهاست راه نفسم را بسته بشکنم و حرف دلمو برای تو بگم

 بگم که چقدر دوستت دارم و بدون تو نمی تونم زندگی کنم .

بگم که تو اولین کسی بودی که توانستی با رفتارهایت ، نگاه هایت

 و حرفهایت مرا گرفتار خودت کردی و قلب تاریکم را روشن کردی .

نمی دونم این چه سحری است که توی چشمای تو پنهون شده

که وقتی می خوام حرفهایم را به تو بگویم به جز یه سلام ساده

هیچ چیز نمی تونم بگم اما می دونم توی اون نگات هرچی که هست

 اونقدر حرارت داره که سراسر وجودم رو مثل گرمای سوزان خورشید فرا گرفته .

تنها دلیل بودنم تو آنقدر صبور، هربان و دوست داشتنی هستی

 که تمام گل های رز سرخ دنیا در مقابل تو خم می شوند و من هم

با دیدن تو اون لحظه احساس می کنم تموم دنیا مال خودم می شه

چون تو تموم دنیای منی .تنها دلیل بودنم می خواهم این بغض چند سالمو

 بشکنم وبه تو بگویم که چقدر دوستت دارم وبرای همیشه در کنار تو برای تو می مانم .

با من می مونی مگه نه گلم ....

 

+ نوشته شده پنجشنبه 10 خرداد1386 9 دلنوشته هاي سوده |


javascripts

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

بهترين سايت آموزش ايرانيان

JavaScript Codes